شهریور، ششمین ماه سال خورشیدی و به نوشته خیام در نوروزنامه: آفتاب در این ماه در برج سنبله و آخر تابستان بود. در اوستا «خشتروییریه»، در پهلوی «خشتریور»، در سغدی «خستشور» و در خوارزمی «اخشریوری» آمده و در فارسی «شهریور» و یا «شهریر» شده است
فردوسی بزرگ در شاهنامه گوید: « ز شهریر بادی تو پیروزگر / به نام و بزرگی و فر و هنر ». و یا: «شهریور است و گیتی از عدل شهریار/ شاد است خیز و مایه شادی بر من آر»ــ مسعودسعد: « ز شهریورت باد فتح و ظفر/ بزرگی و تخت و کلاه و کمر »ــ فردوسی .«جهان دیگر شود امروز و گردد مهرماه اکنون / ماه مهر، مهر آرد، گذشته شهر شهریور»ـ لغت فرس اسدی توسی
چم واژه شهریور
واژه «شهریور» دو بخش است: بخش نخست این واژه به چم شهریاری و کشور آمده است. واژه «شهر» از «خشتر» آمده؛ در فرس هخامنشی و سانسکریت به چم کشور است و تا گذشتهای نه چندان دور از واژه «شهر» چم کشور و مملکت اراده میشده؛ به مانند «ایرانشهر»، به چم کشور ایران. بخش دوم،«وئیریه»، صفت است به معنی «آرزو شده» که از «ور» مشتق شده. در واژه فروردین به «ور» به چم پوشاندن و نگهداری کردن و پناه بخشیدن برمی خوریم. شهریور را «کشور آرزو شده» یا «شهریاری آرمانی» معنا کرده اند. بسا در اوستا از شهریور کشور جاودانی مزدا اهورا، سرزمین جاودانه و بهشت برین اراده گردیده است؛ آنجا که جایگاه خود اهورا است و انسان باید چنان زندگی کند که شایسته این جایگاه باشد
بر پایه دستور زبان اوستایی، واژه شهریور نرینه ( مذکر ) است
شهریور از امشاسپندان است. امشاسپند به چم «جاودنه و نامیراى سپندینه» یا «ورجاوند جاودانه » است. این واژه در جهان بینی زرتشتى به هر یك از مهین ایزدان یا فروزه هاى خداوند جان و خرد یا اهورامزداست. واژه «امشاسپند» و «امشاسپندان » براى نخستین بار در گاهان آمده. شمار امشاسپندان در دین زرتشتى هفت است
شهریور یکی از امشاسپند است. شهریور در جهان مینـُوی نماینده شهریاری ِ ایزدی و بهشتی، فرهمندی و توانایی و نیرومندی اهوراداده، فر و شُکـُوه مندی خداوند و شهریاری بی چون ِِ مزدااهورا است و آن روزگاری است كه مردمان از روی اندیشه نیك وخـِرَد ِ روشن خود آن شهریاری آرزو شده را برگزینند و با گفتار و كردار نیك ِ خویش، دست به دست هم داده و دل به دل ِ هم بسته و آن را پدید آورند. و در جهان خاکی پشتیبان و نگهبان سنگ ها و فلزها ــ به کار بردن ِ نیک دارایی ــ (به ویژه سکه به نماد دارایی) و دستگیر نیازمندان است. ابوریحان از گفته خورشید موبد می نویسد: «خویشكاری شهریور شفاعت كردن درویشان است». در ستایش سیروزه به مردم سفارش شده که دارایی و زر و سیم خود را به خوبی به کار برند زیرا به کار بردن بجای دارایی و خواسته سبب فراخی زندگانی می شود و این خشنودی اهورامزدا را در پی دارد و نیکنامی در گیتی و اشویی در مینوست. هر که نیازمندان را دستگیری کند امشاسپند شهریور او را پشتیبانی می کند.پشتیبان گروندگان به نیکی و راستی
در هات ۳۰، بند ۷ یسنا چنین آمده است: « کسی که به گوهر راستی و نیکی بگرود شهریور و بهمن و اردیبهشت و اسفند او را یاری و استواری دهند و در کوشش در راه راستی و بر انداختن دروغ، پشت و پناه وی باشند چنان که در روز ِ پسین از آزمایش سرافراز بر آید و در برابر دروغ پرستان، نخستین کسی باشد که به سوی بهشت جاودان گام بردارد
بر پایه آموزه های زرتشتی، یاری و خشنودی شهریور به هر کس روی آورد آن چنان توانایی اهورایی به او می بخشد که دیگر هیچ چیز و هیچ کس نمی تواند آن را از میان ببرد. از همین رو در جهان خاکی نگهبانی فلزها به این امشاسپند داده شده، چرا که فلزها نیز هیچ گاه از بین نمی روند و آتش هر چه بر آن ها بیافروزد، سخت تر می شوند
شهریور در سنت زرتشتی
در سنت زرتشتی آمده: شهریور در روز واپسین ( آخرت ) با جاری کردن فلز گداخته، همه مردمان را خواهد آزمود. از این رو است که در نوشته های دینی گفته می شود که خداوند به دست او مردمان را پاداش و پادافره ( مکافات ) می کند
ایزدان مهر، هوم، بُرز، اردوسیور آناهیتا، سوک ( ایزد همکار ماه که خواسته و سور می بخشد) از ایزدان همکار اویند
دشمن بنیادین شهریور، سـَوُروَه ( سَروَه / ساوول) است که همان شهریاری بد، ستمکاری و هرج و مرج و مستی است
در بند ۷ از هفتن یشت کوچک آمده است که هر گلی ویژه یکی از امشاسپندان است و بنا بر بندهش گیاه خوشبو ریحان (نازبو یا شاه اسپرغم) را از میان گیاهان، ویژه این امشاسپند دانسته شده است. و نیز آمده است: از دین پیداست که هر اندام ِ مردمان از آن ِ مینـُوی است؛ جان و هر روشنی ِ با جان از آن اورمزد است، گوشت، از آن ِ بهمن، رگ و پی از آن ِ اردیبهشت، استخوان از آن ِ شهریور، مغز از آن ِ سپندارمز، خون از آن ِ خورداد، و پشم و موی از آن ِ امردادند
هنگامی که سوشیانس پیدا شود تا بدکاران را سزا دهد و دین را بگستراند، سپاهی بر می انگیزد و به کارزار دیو آشموغی (اَهـَلـمـوغـی، دیو بدعت) می رود. آن دیو به بالا و پایین زمین می دود و سرانجام می گریزد و در سوراخی نهان می شود و امشاسپند شهریور بر آن سوراخ فلز گداخته می ریزد و او را به بند می کشد تا سرانجام به دوزخ افتد.
بر پایه گزارش نوشته های پهلوی: خشنود کردن آهن گداخته این است که آهن دل چنان پاک بکند که اگر آهن گداخته بر آن نهند، نسوزد. آهن در گیتی، همان امشاسپند شهریور است. کسی که در گیتی آهن گداخته را خشنود کند، او را در جهان، خسروی است و بهشتِ روشنی هرمزد، خود او را بُود
هم چنین این امشاسپند پاسدار آتش است
جشن شهریورگان
ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه می نویسد: « شهریورماه که روز چهارم آن شهریور روز است و آن به مناسبت توافق دو اسم، جشن می باشد، آن را شهریورگان گویند. معنی شهریور دوستی و آرزوست. شهریور فرشته ای است که به جواهر هفت گانه از قبیل طلا، نقره، مس، آهن و دیگر فلزات که برقراری صنعت و دوام دنیا و مردم به آن ها بستگی دارد، کارگزار (موکل) است.»
«ای تنت را ز نیکویی زیور / شهره روزیست روز شهریور» ــ مسعودسعد
خلف تبریزی در «برهان قاطع»؛ از این روز به زادروز داراب نام میبرد. و فردوسی می سراید: « به شهریور بهمن از بامداد / جهاندار داراب را بار داد». این بیت در زراتشت نامه هم آمده است
نوشته شده توسط سالار در جمعه یکم شهریور 1387 ساعت 0:4 | لینک ثابت |

